این روزا چون کامپیوتر خودم خرابه زیاد تو کافینت دانشگاه آفتابی میشم.
دیروز توکافینت طبق عادت چند ماهمون صفحه ی رجانیوز رو باز کردم تا ببینم دور و برمون چه خبره.
داشتم خبری رو می خوندم که دیدم دختری اومد پیشم وبا هیجان گفت می تونم پیشتون بشینم؟ تعجب کدم وبا خنده گفتم چرا ؟گفت چی؟
گفتم بفرمائید!
شروع کردیم با هم به خوندن گفت من خیلی به این چیزا علاقه دارم.بعدش هم گفت:حرف زیادی زده(بماند که خبر چی بود ودر مورد کی می گفت).اون گفت حالا بیا نظر هم بذاریم.گفتم بفرمائید هر چی می خواهی خودت بنویس!
بهش گفتم پس شما تو انتخابات سبز بودید.گفت آره!اصلا از احمدی نژاد خوشم نمیاد!وشروع کرد به انتقاد به اون.گفتم میر حسین که خیلی بد تره.گفت من از اون هم خوشم نمیاد!فقط می خواهم یه جوری بشه که نظام عوض بشه.اصلا چه معنی داره که ما باید به زور چادر و روسری سر کنیم. هی بین دختراو پسرا فاصله است خدا باید تو قلب آدم باشه نیازی به نماز خوندن وحجاب و این حرفا نیست. بحث ما تا دقایقی ادامه داشت اما...
حالا می خواهم اینو بگم که ازین جور آدما دور و برمو ن زیاد هست اما من بعد از حرف زدن با فائزه دلم گرفت و میخواستم گریه کنم. فائزه می گفت من زیاد در این زمینه ها تحقیق می کنم وروزنامه هم زیاد می خوانم.
فائزه دختری بود که اعتقادات مذهبی هم داشت وطینتش پاک بود ومن دلم سوخت ویاد خیانت های دوران اصلاحات افتادم که به خاطر اهدافش قربانیان زیادی گرفت وذهنیت جوونای مارو نسبت به خیلی از ارزش ها خراب کرد وپای خیلی چیزها رو توی زندگی هامون باز کرد وحتی ضربه هایی که در دوران سازندگی!به فرهنگ ما وارد شد...
خدایا واقعا چه کسی مسئوله؟
فائزه جان خواهرم آزادی چیزی نیست که در بیرون دنبالش بگردی تو باید از درون معنای واقعی آزادگی ورهایی را حس کنی.
با تو که حرف می زدم چهره ی سبزه و ابروان مشکی و چشمان معصومت مرا به یاد گلشیفته انداخت!گلشیفته ای که در میم مثل مادر باورش کردم وحاضر نشدم عکس ها و مصاحبه هایش را با شبکه های خارجی ببینم تا مبادا ذهنیتم نسبت به از این خراب تر شود وبدم آمد از او هنگامی که در سنتوری ایران را خشن ودروغگو نامید!
فائزه یک بار هم که شده بی تعصب به همه چیز فکر کن و به هدف خود در زندگی بنگر به این فکر کن که اگر خیلی از این سبز ها محبت خدا و اهل بیت را در دل داشتند شال سبز به گردن سگهایشان نمی بستند وتن رقاصه ها وضد انقلاب پیراهن سبز نمی پوشانیدند وشاید یاد کودکان مظلوم فلسطین هم بکنی که مثل ما انسانند وحتی مسلمان وهیچ گناهی مرتکب نشده اند! قلمم قاصر است در بیان احساس ودر ادای حق مطلب اما حکایت همچنان باقی است...
بعد ازتحریر:
۱-این قضیه ی هاله ی نور هم دردسری شده برای ما.نمی دونم تا کی باید جواب مخالفای احمدی نژاد رو بدیم.
۲-گمان می کردیم کافینت دانشگاه صرفا برای کار های تحقیقاتی و علمی(والبته خوندن رجانیوز<ثواب داره>)کاربرد دارد.اما فهمیدیم کاربرد های مفید تری هم هست مثلا چند نفری دور یه کامپیوتر جمع بشین وعکس بازیگرا رو بیارین وهمه در مورد قیافه اش نظر بدین.یا مثلا مدل های لباس رو تماشا کنین وزیادند از این دست کاربردها!
۳-حالمون به هم می خوره از دلنوازان
۴-جمله ی بالا هیچ ارتباطی با متن اصلی نداره روی دلمان سنگینی میکرد گفتیمش!
۵-اگه یه بخش هاییش نا مفهوم بود ببخشید چون به خاطر اختصار و جوانب دیگر یه جاهایی از بحثمون رو نیاودم.
۶-فردا هم تولدمان است.